نزدیک دوازده روزه که توو عراقیم
امسال بالاخره مادرمو برای بار اول با خودم اوردم و کربلایی شد
مادر تنها نیست خانومم وخترم و عمه خانوم و حاج خانوم قربانی که از دوستان هست هم همراهمونه چنهمراهمونهز کربلا بودیم دو روز موکب. و بعد نجف و حله
الانم کاظمین هستیم. سخت بود ولی خداروشکر
الانم تویهتل نشستم و باید برم بخوابم تا صبح باز برم زیارت
شب همگی بخیر
دلنوشته های عباس..شاعری تنها...ما را در سایت دلنوشته های عباس..شاعری تنها دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 194