نیمه شب در کاظمین عراق

خرید بک لینک

نزدیک دوازده روزه که توو عراقیم

امسال بالاخره مادرمو برای بار اول با خودم اوردم و کربلایی شد

مادر تنها نیست خانومم وخترم و عمه خانوم و حاج خانوم قربانی که از دوستان هست هم همراهمونه چنهمراهمونهز کربلا بودیم دو روز موکب. و بعد نجف و حله

الانم کاظمین هستیم. سخت بود ولی خداروشکر

الانم تویهتل نشستم و باید برم بخوابم تا صبح باز برم زیارت

شب همگی بخیر

دلنوشته های عباس..شاعری تنها...

ما را در سایت دلنوشته های عباس..شاعری تنها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 194 تاريخ: دوشنبه 27 آبان 1398 ساعت: 16:26

صفحه بندی